تبليغاتX
پهره: اخبار بلوچستان و جهان - به یاد غزالی ثانی ایران و بلوچستان

به یاد غزالی ثانی ایران و بلوچستان
محمد حنیف ملازهی
    حدود دو ماه قبل در ذی الحجه سال 1427 هجری قمری که جهت تشییع جنازه مولوی عبدالحمید ملا زهی سربازی ( مشهور به طیسی ) به محل زادگاه مرحوم بنام زیارت جاه رفته بودیم که حضرت مولانا محمد عمر رحمه الله را زیارت نمودیم و پس از پایان ادای نماز جنازه که توسط حضرت مولانا رحمه الله ادا گردید به زیارت مجدد حضرت صاحب به مدرسه کوه ون رفتیم که خوشبختانه موفق به زیارت گردیدیم و سپس به چابهار مراجعت نمودیم ازآنجایی که بعلت مشغولیات در مدرسه دینی چابهار دیگر موفق به رفتن کوه ون نگردیده بودم ، با هماهنگی مولانا اسلامدوست وچندی دیگر قرار بود که در همان هفته ای که حضرت جهان فانی را وداع کردند به اتفاق بقیه دوستان فوق برای زیارت مولانا به کوه ون برویم که متأسفانه بعلت رحلت حضرت دیگر موفق به زیارت ایشان نگردیدیم و دیدار به قیامت واگذار شد ( انشاءالله ) . روز چهارشنبه ساعت یک ربع مانده به شش صبح از رحلت حضرت باخبر شدم بلافاصله با چندی از دوستان به طرف کوه ون عزیمت نمودیم خبر رحلت حضرت خبر بسیار سنگین و یک شوک بزرگ و بی نهایت درناك و بی پایان بود . این ضایعه بس بزرگ و جبران ناپذیر بر ما مردم بلوچستان واهل سنت ایران چنان می باشد که پشتیبان کوه مانند خود را از دست داده ایم و این مطلب زمانی نمایان می گردد که در کمترین فرصتی مردم بلوچستان از رحلت مولانا با خبر شده بودند چنان دیوانه وار و سراسیمه به طرف کوه ون در حرکت بودند و سر از پا نمی شناختند گویا همه چیز خود را از دست داده بودند. زمانیکه بنده و همراهان به دو راهی رودخانه کوه ون رسیدیم از ایاب و ذهاب و سرعت بالای خودروها به جزء گرد و غبار چیزی در مسیر دیده نمی شد بحدی خودروهای آخرین مدل سال به کوه ون آمده بودند که حدود بیش از 10 کیلومتر بعلت  ازدیاد و جا نداشتن ، خودروها از مدرسه کوه ون تا 10 کیلومتری کلیه خودروها در جاده و دره ها و رود خانه ها رها شده و مردم سراسیمه با پای پیاده از آن منطقه صعب العبور جهت تشییع جنازه حضرت شتافته بودند چنان جمعیتی در کمترین فرصت تجمع کرده بودند که از تصور انسان خارج و زبان از بیان آن قاصر ، جای سؤال است آیا این همه جمعیت را که حدوداً شاید بیش از 60 هزار نفر که حدوداً با بیش از 6 هزار خودرو سنگین وسبک به آن کوه و دره بی آب و علف و صعب العبور هجوم آورده بودند محلی که از نظر مادی هیچ گونه امتیاز و مزیتی نداشت چه کسی آنان را دعوت داده بود که چون سیلی خروشان در ایاب و ذهاب بودند انسان را یاد محل منا وعرفات می انداخت درلابه لای تپه ها و کوهها مردم اشک ریزان تماشا گر این ضایعه بزرگ بودند . جا دارد خاطراتی چند را که زمانی بعنوان طلبه در خدمت آن پیر و مرشد بزرگ حضرت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله بودم دراین زمان بازگو نمایم . حدوداً سیزده سال که در مدرسه منبع العلوم کوه ون افتخار طلبگی را داشتم و آن بزرگوار را هر روز زیارت میکردم و در کلاس آن حضرت شرکت کرده و کسب فیض می نمودم 13 سال شناخت از نزدیک بود همانطوریکه نام مدرسه دینی کوه ون منبع العلوم توسط حضرت نامگذاری شده بود . واقعاً و حقیقتاً که با بودن حضرت مصداق نامش منبع بزرگی از علوم دینی بود که به حمداله با تلاش های شبانه روزی و دلسوزی های پدرانه و مرشدانه حضرت از گوشه وکنار ایران وحتی خارج از ایران نیز از کشور های همسایه دور و نزدیک افراد شایسته ای از این منبع بزرگ علمی بهره مند شدند  . حضرت مرشد ، شیخ بزرگ و ولی الله و قطب زمان بود . برابر شناخت سیزده ساله من تمام مشخصات یک قطب و ولی الله در وجود ظاهری و باطنی ایشان بطور واضح وروشن نمایان بود ، هرگز تبسم های پیغمبر گونه ایشان را از یاد نمی برم . ساده زیستی و بلاغت بیان ، زندگی دور از تجملات و تمام اوقات زندگی را درفکرامت محمد ( ص ) و دائم درتب اشاعه و زنده نگه داشتن سنت های رسول الله ( ص ) و کفر ستیزی و نفرت از بدعات و اخلاص در طاعات و امور خیریه و طریقت و سلوک ، روح مبارکش این زندگی فانی را در بهترین حالت عبادی ( در حالت سجده ) به طرف صاحب اصلیش حق تعالی پرواز نمود .لازم می دانم که چند نکته برجسته را از مولانا دراین مکتوب متذکر گردم .
1 ) در طول عمر با برکتش چه در زمان رژیم گذشته و چه در رژیم حال هرگز با هیچ یک از حکام و بقولی دولتی ها بابت امورات دنیوی رابطه ای برقرار ننمود و تابع هیچ کدام خود را قرار نداد و هیچ وقت هیچ چشم داشتی از کمک های مالی هیچ دولتی نداشت و پیشنهادات مالی تطمیعانه آنان را قبول ننمودند و در حقیقت هیچ وقت از هیچ رژیمی باک نداشت و بنا به دستور الهی که آن را از قران و احادیث نبوی ( ص ) گرفته بود با بی باکی تمام با کفر و شرک و بدعات مبارزه نموده و حقیقت را چه زباناً و چه مکتوباً بیان می داشتند و سخت مبارزه می کردند حتی با نزدیکترین وابستگان خود ( اولادانش ) نیز پروایی نداشت .
2 ) هرگز در مراسمات علمی و یا غیر علمی اجازه فیلم برداری یا عکسبرداری نمی دادند و در جا و محلی که تصویر روح دارموجود بود توقف نمی نمودند .
3 ) در طول عمر با برکتش فقط در حالتی که سخت بیمار و یارای حرکت نداشته است و یا یک یا دو مرحله بعلت اینکه پیش نماز مسجد جلوتر از وقت تعیین شده نماز جماعت را ادا می نموده است حضرت از جماعت عقب می ماند و دیگر ولا غیر. 
4 ) در زمانی که حضرت جوان بودند و عازم اافغانستان در حین حرکت اتوبوس هنگامی که وقت نماز میرسد حضرت به راننده یاد آوری میکند که جهت ادای نماز توقف نماید که متأسفانه راننده بعلت عدم شناخت حضرت  به فرمان ایشان توجهی نمیکند در این زمان حضرت به همراهان می فرمایند بعلت اینکه راننده اتوبوس توقف نمی کند و از طرفی وقت ادای نماز داخل میباشد شما دعا کنید من آمین می گویم . که همراهان ایشان عرض میکنند که شما دعا بفرمائید ما امین می گوئیم که حضرت پیشنهاد همراهان را می پذیرد و در داخل اتوبوس در حال حرکت حضرت دست ها را بلند کرده و شروع به دعا میفرمایند بار پروردگارا وقت نماز رسیده است ولی راننده جهت ادای نماز توقف نمیکند و از دست ما کاری بر نمی آید خودت فیصله بفرما ، که پس از پایان دعا اتوبوس بعلت خرابی متوقف می شود و تعمیر و راه اندازی اتوبوس به طول میکشد که تا سه وعده نماز را در همان جا ادا می فرمایند .
5 ) اظهار محبت حضرت چنان می بود که هر کسی چنین تصور می کرد که حضرت فقط با آن شخص محبت دارند ، و آن بدین شرح بود وقتیکه همه مریدان و کسانی که افتخار زیارت ایشان را پیدا میکردند چنین احساسی به آنان دست می داد. ضمناً حضرت همیشه برای سلام پیش دستی می کردند که این اقدام پسندیده نیز نشئت گرفته از سیرت پیغمبر خدا ( ص ) می باشد .
6 ) از نظر اخلاقیات چه در امور دینی ودنیوی با وقار، متین ، صبور و در مقابل مشکلات با استقامت  چون کوه محکم و استوار بودند.
روح مباركش در جوار رحمت حق شاد و راه و طريقت مبارك ايشان تا قيام قيامت پر از سالك و رهرو باد.    آمين
 والسلام 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 14  توسط  خسرو ملازهی  | 
 
www.balochistaninfo.com