طنين خشاخش سفالينههاي شكسته با نقش و نگارههاي خيرهكننده در فضاي خاموش و تاريك كوير ميپيچد...
اينجا چنان از خرده سفالينه، سنگ و فلزهاي قديمي مشحون شده كه هر قدم بر زمين آن به منزله ورقي بر كتاب تاريخ حماسي نياكان اساطيري ما "رستم و سهراب " است.
اين مكان دشت تفتيده سيستان، قلب داغ و تپنده تاريخ فلات پهناور شرق كشور است، هر ندايي كه از آن برميخيزد سفري جذاب و مسحوركننده به ژرفناي تمدن درخشان ايران زمين است و انگار آدمي را به گذشتههاي دور و دراز رهنمون ميكند.
اين نواها روز و شب با هياهوي بادهاي ۱۲۰روزه سكوت خاموش و تاريك فضاي كوير را در هم ميشكند، فراخواني به اعماق تاريخ ميزند و يكه و تنها رازهاي سر به مهر گذشته را در گوش ستاره و ماه نجوا ميكند.
اين دست پرورده تاريخ با ناز و كرشمه سدههاي متمادي است كه برسم امانت بدست ماه و ستارگان اين مهربانان آسمان ،سپرده شده و در گذار ازمنه به "شهر سوخته" در دل كوير خشن سيستان نور اميد و حيات تابانده تا همچنان پس از گذشت ۵۲قرن پر هيبت و مغرور سرافراز بماند.
در قطعهاي از بهشت دشت گونه سيستان به مدد "هامون و هيرمند" در شرق فلات گسترده ايران "شهر سوخته" جاي خوش كرده كه آوازهاش باعت غرور ايراني است.
در اينجا هنوز صداي پاي تاريخ به گوش ميآيد، شهر اگرچه فرتوت است اما با وجود قهر طبيعت و وزش بادهاي معروف ۱۲۰روزه در زير تلنبار گرد و غبار زمانه خميده نشده و همچنان پايدار نفس ميكشد و در اين مدت همواره تاريخ را اين سو آن سو با خود همراه برده است.
شهر سوخته در واقع نام سلسله تپههاي به هم چسبيده وسيع با ارتفاع بين ۱۲تا ۱۸متر از سطح زمينهاي پيراموني است كه درست در فاصله ۵۶كيلومتري جاده زابل به زاهدان قرار دارد.
اين شهر تاريخي و مهمترين محوطه ديرينه سيستان در كنار رود هيرمند و در بالاترين لبه شمال غربي دلتاي قديمي بر روي سلسله تپههاي "تراس رمرود" و زمينهاي زراعي "تراس نيمروز" واقع شده كه وجود آن در هزارههاي چهارم و سوم پيش از ميلاد مديون رودخانه پرآب هيرمند بوده است.
۱۲۰هكتار از گستره ۱۵۱هكتاري شهر داراي آثار و بقاياي ديرينه است كه گستردهترين دوره آن مربوط به سالهاي بين ۲۸۰۰تا ۲۵۰۰پيش از ميلاد بوده كه گستره آن در اين دوران به بيش از ۸۰هكتار رسيده است.
افزون بر نيمي از وسعت شهر چنان پوشيده و مملو از توده سفالهاي شكسته سنگ، فلز و خرده سنگهاي نيمه قيمتي و ساير مواد منقول باستاني است كه در برخي مكانها بدون گام نهادن بر روي اين مواد امكان جابجايي و حركت ميسر نيست.
با آنكه محل قطعي و در برخي موارد مكان تقريبي بسياري از شهرها و ايالتهاي باستاني در لوحههاي بدست آمده از بينالنهرين (ميان رودان) چون "انشان"، "ارت"، "ملوخه"، "ماراهاشي"، "ديلمون" و "مكن" توسط ديرينه- شناسان مشخص شده اما هنوز به سبب فقدان دستيابي به اسناد و مدارك كافي و كامل از نام باستاني شهر سوخته آگاهي در دست نيست.
هرچند سالها پيشتر اين شهر به عنوان يكي از شهرهايي كه ميتوانسته با شهر ارت تطابق كند مورد بحت بوده اما بعدها با تعيين و تطبيق "شهداد" كرمان با محل ارت اين فرضيه كاملا مردود شناخته شد.
عنوان امروزي شهر سوخته نامي جديد است و به نظر نميرسد كه سابقه آن از حدود ۱۵۰تا ۲۰۰سال بيشتر باشد، از آنجايي كه اين شهر دستكم طي سه مرحله از تاريخ خود دچار حريق و آتشسوزي بزرگي شده سطح آن سوخته و آثار خاكستر و سوختگي در جاي جاي آن ديده ميشود و به اين سبب از سوي مردم محل با نام "شهر سوخته" خوانده شده است.
روايت محلي ديگر درباره نام شهر آن است كه نام اين محل در اصل شهر "سوته" بوده كه به معناي بزرگ و عظيم است و سوته به مرور زمان تبديل به سوخته شده است.
مردم شهر سوخته با استفاده از موقعيت جغرافيايي شهر خود كه اجازه تهيه منابع معدني و طبيعي و كنترل توليد و توزيع آنها را در تمام نقاط سيستان و مناطق اطراف را داده اين شهر را گسترش دادهاند.
توسعه شهر سوخته از نظر فرهنگي، سياسي، اجتماعي و صنعتي در يك دوره ۴۰۰ ساله از زندگاني يكهزار ساله، آن را از شكل شهرك كوچك ۱۵هكتاري خارج و سپس با گستره حدود ۱۵۰هكتاري تبديل به يكي از بزرگترين شهرهاي دوران مفرغ خاورميانه كرده كه شهرهاي محدودي چون انشان يا "تپه مليان" در فارس، "اور" در بينالنهرين، "شوش" در دشت خوزيان و بالاخره "موهنجو دارو" در دشت "سند" قابل مقايسه با آن بودهاند، گستره شهر قابل تقسيم به سه بخش اصلي و سه بخش فرعي است.
دكتر سيد "منصور سيد سجادي" سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ميگويد:
منطقه بزرگ مركزي شهر، شامل بخشهاي مسكوني شرقي، مركزي و بناهاي يادماني است.
او ادامه ميدهد: منطقه شمال غربي شهر شامل بخشهاي صنعتي و گورستان است كه آثار معماري بدست آمده در بخش مسكوني نشاندهنده وجود نوعي نظم و ترتيب در تقسيمبندي ساختمانها و واحدهاي مسكوني است كه توسط خيابانها و كوچههايي از يكديگر جدا ميشوند.
وي افزود: مصالح ساختماني اين بناها عبارتند از چينه، خشت، چوب و حصير، هر واحد ساختماني داراي شش تا ۱۰اتاق بوده كه به در، درگاه، پلكان، سقف و اجاق مجهز بوده است.
اشيا منقول پيدا شده در شهر سوخته بسيار متنوع است، گذشته از ظرفهاي سفالي بسيار زياد، اشيا در خور توجه ديگر شامل انواع پيكرههاي كوچك گلين، سفالين و سنگي انسان و جانور، اشيا چوبي و حصيري، ابزارهاي بافندگي، پارچه و طناب است كه در ميان اشيا سنگي بويژه ميتوان به ظرفهاي مرمري و دستههاي سنگي و سنگ آسيابها اشاره كرد.
اشيا زينتي بيشتر با سنگهاي نيمه بهادار وارداتي چون لاجورد، عقيق و فيروزه كه از معادن دور دست به شهر سوخته وارد شده ساخته شدهاند، اين سنگهاي نيمه بهادار و بويژه سنگ لاجورد پس از ورود به شهر توسط صنعتگران تراش داده شده و به شكل اشيا زينتي در ميآمده و سپس براي صدور به سرزمينهاي دور دست آن سوي خليجفارس و ميان رودان فرستاده ميشد.
از سنگهاي مرمر، بازالت و آهكي براي ابزارسازي و مهرهسازي و نيز ساخت ظرفهاي گوناگون استفاده شده است، مهرهها و اثر مهرههاي گوناگوني از مواد مختلف در شهر سوخته بدست آمده كه داراي كاربرد اداري و رسمي بوده است.
يكي از مهمترين اشيا كشف شده در شهر سوخته لوحه گلي كوچكي است كه بر روي آن نوشتهاي كوتاه به خط دوران آغاز "تمدن ايلامي" باقيمانده كه به ظاهر مربوط به يك سلسله ارقام و اعداد است، اين لوحه كه از كهنترين لايههاي موجود شهر پيدا شده مربوط به حدود ۳۲۰۰سال پيش از ميلاد و قديميترين نوشتهاي است كه تاكنون در سرزمينهاي شرق دشت لوت به دست آمده است.
سرپرست گروه باستانشناسي شهر سوخته ادامه داد: بنظر ميرسد با توجه به مرگ، ميرها و مهاجرتها، شهر سوخته در زمان شكوفايي خود جمعيتي بين ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰نفر داشته كه يكي از پرجمعيتترين شهرهاي دوران مفرغ به شمار رفته است.
دكتر سيدسجادي اظهار داشت: بيشتر اين جمعيت به كارهاي توليدي و صنعتي مانند سنگ تراشي، سفالگري، بافندگي، شكار و صيادي، كشاورزي و در نهايت بازرگاني اشتغال داشتهاند.
وي افزود: شهر سوخته مانند بسياري ديگر از محوطههاي باستاني شرق ايران همانند تپه "حصار دامغان" و تپه "يحياي" كرمان و "تل ابليس" بردسير تقريبا در يك زمان يعني حدود اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد از بين رفته است.
وي اظهار داشت: برخي پژوهشگران تغييرهاي شديد آب و هوايي و خشك شدن دلتاي رود هيرمند را از عوامل متروك شدن اين شهر باستاني ميدانند، اما با توجه به همزماني از بين رفتن محوطههاي باستاني ديگر در مناطق شرقي ايران با متروك شدن شهر سوخته ميبايد در جستجوي عوامل و دلايل ديگري نيز بود.
او بيان كرد: مهمتر اينكه تاكنون هيچ اثر و نشانهاي از آتشسوزي شديد و فراگيري كه باعت تخريب كامل شهر شده باشد و يا هجوم خارجي به شهر بدست نيامده تا اين عوامل را در متروك شدن شهر سوخته دخيل دانست.
پيدا شدن هزاران قطعه شي مطالعاتي، گنجينهاي و آزمايشگاهي در شهر سوخته بر ثروت و غناي موجود در آن و درجه رفاه مردم شهر گواهي ميدهد، اين اشيا از يك سو بر وجود ارتباطهاي اين شهر با روستاهاي اقماري آن كه توليد كننده برخي مواد مورد نياز جامعه شهر بودهاند و از طرف ديگر بر ارتباط با سرزمينهاي دورتر از نظر مبادله كالا صحه ميگذارند.
علاوه بر آن، اشيا و لوازم داخل قبور به شناسايي درجه فقر و غنا و يا طبقه اجتماعي و در برخي موارد شغل و در موارد نادرتري به جايگاه و خاستگاه اصلي و يا حداقل وابستگيهاي خاص جغرافيايي فرد كمك ميكنند، اختلاف ميان اشيا، كيفيت و مرغوبيت آنها از نظر ساختماني و يا مواد استفاده شده در آنها بستگي به نوع ساختمان قبرها نيز دارد.
اين اشيا از مواد مختلفي چون سفال، سنگهاي گوناگون، چوب، گياه، استخوان فلز، گل و مانند آن ساخته شدهاند، سفال يكي از مواد اصلي و اوليه مورد استفاده در شهر سوخته بوده كه به مقدار شگفتآوري توليد شده و اين مهمترين علتي است كه حتي امروزه با گذشت سدهها در بسياري از بخشهاي مختلف شهر و بويژه مناطق مسكوني نميتوان بدون پاگذاشتن روي تودههاي انبوه سفال قدم برداشت.
ادامه گزارش را در صفحه استاني مطالعه نماييد
ارسال خبر: ۱۲:۲۸ دوشنبه، ۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ نسخه قابل چاپ
اخبار مرتبط
---> ايرنا.شهر سوخته.تاريخ.
زاهدان ، ايرنا ۸۶/۰۲/۰۳