تبليغاتX
پهره: اخبار بلوچستان و جهان - یک ماجرای دردناک و اسف بار
 

یک ماجرای دردناک و اسف بار

این یک داستان نیست بلکه ماجرای یک انسان بی کس و مظلوم است!. ماجرا این است که چند سال قبل یعنی حدودا 8یا7 سال قبل بود درست نمیدانم شاید بیشتر ولی به هر حال ماجرا از این قرار است که یک زن به نام ،،زلخاتون،، ساکن روستای ریپگ شیران از توابع منطقه دشتیاری شهرستان چاه بهار قربانی گناه بی گناهی می شود. این زن که از خانواده نسبتا فقیری است به کار لباس فروشی مشغول بوده یعنی لباسهایی را از بازار می خریده و به روستاهای مختلف اطراف سر میزده و آنها را می فروخته و با کسب اندک درآمدی روزی خود و فرزندانش را در می آورده شوعرش هم فردی بوده که رغبت و توانی برای کار کردن نداشته بنابر این زن مجبور بود با فروش اجناس زنانه از جمله لباس بین زنان و خانواده های روستاهای اطراف شکم فرزندانش را سیر کرده و مخارج تحصیلی آنها را بپردازد. یک روز در حالی که به خانه اش بر می گشته وقتی که به تقریبا نزدیک خانه اش می رسه با یک فرد معتاد قمار باز که اهل اینطرف و کلا این منطقه نبوده برخورد می کنه و مثل اینکه بعد از مشاجره با این فرد معتاد فرد معتاد او را به دلیلی نامعلوم با رو سری اش خفه می کند و به قتل می رساند.

تا انجایی که ما می دانیم و برایمان واضع است تا قبل از آن این زن و خانواده اش با هیچ کس مشکلی نداشته اند، و این زن هم فردی متدین ، با ایمان و با عفت بوده و این امر بر همگان که وی را می شناسند کاملا واضح و آشکار بوده و است. به هر حال آن فرد معتاد این زن بیچاره را به قتل میرساند احنمالا ضربات چاقویی هم به وی وارد میسازد. بعد از آن و بعد از چند روز مردم جسد این زن را پیدا می کنند و در کمال حیرت و ناباوری از وقوع چنین جنایتی وی را بعد از وارسی های پزشکی قانونی و اجازه مراجع قانونی به خاک می سپارند. خانواده این زن و همچنین اطرافیانش به نیروی انتظامی شکایت می کنند، نیروی انتظامی و اطلاعات بعد از چندین ماه فرد قاتل را دستگیر می کنند، و از وی بازجویی کرده و صحنه جنایت را وارسی می کنند . فرد معتاد و قاتل هم صراحتا اعلام میکند که زن را بدون اینکه هیچ مشکل قبلی با وی و خانواده اش داشته باشد صرفا از روی جهل و نادانی به قتل رسانده است هچنین صحنه را دقیقا برای مامورین بازسازی میکند و وقاع تکان دهنده شیوه قتل را شرح می دهد. سپس نیروی انتظامی و اطلاعات وی را تحویل مراجع قضایی می دهند، مراجع قضایی هم او را به زندان می اندازند، این فرد قاتل هم بع از مدتی که در زندان می ماند، احتمالا با گرو گذاشتن سند از زندان آزاد می شود و دیگر هم قید بازگشت را می زند و دیگر هرگز به زندان باز نمی گردد و فرار می کند. و بعد از مدتی با فرستادن پیغام به خانواده مقتول مبنی بر اینکه رضایت وی را بدهند ، خانواده مقتول را دائما تعدید می کند ، خانواده مقتول هم با شکایت به نیروی انتظامی متاسفانه هیچ نتیجه ای نمی گیرند ، و از طرف مقابل آن قاتل هم مکررا تهدیدات خود را ادامه می دهد و حتی بارها مسلح به اسلحه گرم خود را به خانواده مقتول نشان می دهد، که اگر رضایت ندهند آنها را می کشد. همینطور چندین سال می گذرد تا این که امشب یعنی در تاریخ 84/10/10 یکی از اعضا ی خانواده مقتول را به گروگان می برد و از جلوی پاسگاه نوبندیان رد می شود. و فعلا خبری از سرنوشت وی در دست نیست ، و ما هم نمی دانیم که با کدامین گناه این خانواده مظلوم باید این قدر از دست این افراد یاغی و ارازل و اوباش رنج ببیند. خاطر نشان می کنم که قاتل مذکور یکی از قاتلین سابقه دار است و سابقه چند قتل دیگر را نیز دارد. و د واقع مرغ دزدی است که که به خاطر نبود قانون و یا عدم اجرای آن و سستی بیش از حد نیروی انتظامی شتر دزد شده است. متاسفانه مراجع قضایی و نیروهای انتظامی منطقه مثل اینکه دست روی دست گذاشته اند تا تباهی این خانواده بی گناه و امثال آن را فقط به نذاره بنشینند. از این دست سستی ها و دست روی دست گذاشتن ها را متاسفانه ما از مسئولین انتظامی و قضایی منطقه مکررا شاهد هستیم ، انگار که امنیت مردم این منطقه برایشان اصلا مهم نیست، فقط بلدند که به مردم بی گناه که برای در آوردن روزی خود یک کیسه آرد یا برنج را مثلا از چاه بهار به خانه خود در دشتیاری می برند گیر دهند و آنها را اذیت و حتی مجازات کنند در حالی که قاتلین و ارازل و اوباشی از این دست در جلوی چشمان آنها دست به فجیح ترین جنایات میزنند و وقتی به آنها خبر میدهی که الان در فلان جا فلان اتفاق افتاده می گویند ما اول باید هماهنگ کنیم و تا هماهنگ می کنند قاتل از جلوی پاسگاه شان رد شده و حتی از مرز هم خارج می شود. حال چه کسی جوابگوی این همه بی توجهیبه این مردم است؟. من هم بنا بر وظیفه انسانی خود در بیان این درد و رنج خانواده مظلوم مذکور و سایر خانواده هایی از این دست که از این داغها زیاد دیده اند به خود لازم دانستم این مطلب را بنویسم.

امیدوارم تمام مردم بیدار و مومن و خداترس منطقه در اینجور موارد با یکدیگر همکاری کنند تا مسایلی از این دست دیگر تکرار نشود ، و هرگز نباید اینطور فکر کنیم که چون فلانی یا فلان خانواده وا فرد فامیل ما نیست پس به ما چه ربطی دارد ، من در اینجا می خواهم بگویم پس انسانیت چه می شود مطمئنا باید روز قیامت در مورد این مسایل جواب پس بدهیم که آیا به داد مظلوم رسیدی؟ و دیگر اینکه از این دست مسایل شاید برای ما و برای شما هم ممکن است پیش بیاید و آن روز است که معنی کمک کردن و به داد مظلوم رسیدن را می فهمیم. پس لازم است به سایرین کمک کرده و به داد مظلومین برسیم. تا دیگر شاید چنین جنایات هولناکی بخصوص در این منطقه نباشیم. بی شک خداوند همیشه پشت و پناه مظلومین است . و عذاب سخت و دردناک خداوند روزی دامن همه ظالمان را خواهد سوخت.

سلیمان برهمند

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 16  توسط  خسرو ملازهی  | 
 
www.balochistaninfo.com