قدر خود میبری وزحمت ما میداری

با سلام خدمت برادرم عبدالرحیم از مشاهده اعتراضات شما در مورد نوشتارم در مورد بیوگرافی دادشاه مطلع شدم بازهم تکرار میکنم که من سواد فارسی چندانی ندارم از شما بزرگوار در خواست میکنم هر کجا مشاهده فرمودید که من بجای خ ح مینوسیم وبجای ق گ مینوسیم وبجای پ ف بزرگواری نموده قبول زخمت بکنید نقط ها را سرجای شان بگذارید
تشکر میکنم عزیز جان من در همان مقاله که باعث ناراختی شما گردید عرض کردم سواد چندانی ندارم فقط میتوانم با بیانی ساده وابتدائی گوشه ای از عملیات مردمی دادشاه را به اگاهی دوستدارانش برسانم ضمنا شنیده ام میگویند عاقلان درپی نقطه نگردند سخت نگیرد که خدای نکرده عقل دانش شما زیر سوال خرده گیران د یگری برود
وحالا میخواهم با همان املا با شما صحبتی داشته باشم امیدوارم باعث ناراختی نباشد.
1- فرمودید من در نام واقعی شما شک دارم ؟
ج ایا قبول دارید من هم درنام واقعی شما شک دارم واگر میدانید که من اسم واقعی خود را پنهان کرده ام شاید بعلت ترسی بوده که از ناحیه عبدالرحیم ها احسا س میکردم.ولی تو دیگرچرااز که واز چه واهمه دارید .
2- نوشته بودید مخققین بسیاری در مورد شورش دادشاه از مردم بومی منطقه تخقیقات مستندی کرده اند از جمله دکتر عظیم شاه بخش که تز یایان نامه فوق لیسانس خود را باسند ومدرک در مورد طغیان دادشاه بصورت کتابی در اورده؟
ج- بجای دکتر عظیم هر فرددیگری هم میبود همین کار را میکرد چون نمیتوانست غیر از این بنویسد
چون باید نوشتار او بر مبنای خواسته مامورین وسانسورچیهای رژیم باشد .
واقای شاه بخش متوجه بودند که عوامل رژیم برای دادشاه فیلم میسازد وایشان هم این چند قطعه عکس را از ارشیوهای ژاندارمری سابق که در اختیار مامورین بوده بدست میاورد باور بفرمائید ایشان مستقیم قادر به بدست اوردن عکسهای که شما منتشر نمودید نبوده اند من باور ندارم.
دوم اینکه اقای شاه بخش بخود زخمت تخقیق نداده اند تا انجائیکه من اطلاع دارم وی تنها با فردی بنام اقای ابراهیم شیرانی پسر حاجی محمد حسن خان در فنوج تماس گرفته اند وبنده شخصا در کراچی ابراهیم را ملاقات نمودم وایشان جریان امدن اقای شاه بخش را بفنوج برایم تعریف کردند که وی جهت تخقیقاتی در مورد دادشاه امده بودند وازمن خواستند همراه ایشان تا بنت بروم من هم قبول کردم
وباایشان به بنت رفتیم من به ابراهیم گفتم ایا ایشان باپسران خیرمحمد وولی خان که ساکن فنوج بودند
تماس گرفتند واز جریان قتل عام زارعین قریه مشکاهم که در چهار الا پنج کیلومتری فنوج است تخقیقاتی نمودند ودر مسیر راه تان که ابادی های ریگورندان ودهان قرار داشتند
از کشتار های دادشاه از مردم پرس جوئی شد عبدالرحیم جان ابراهیم در جواب من گفتند ایشان میحواستند فقط بگوید وبنویسد که من در منطقه رفته ام .او میخواست تز خود را باب طبع مامورین بنویسد واگر پرده از روی جنایات دادشاه برمیداشت .درجه دکتری و فوق لیسا س به ایشان نمیدادند
ابراهیم ساکن فنوج است صحح سلامت که از نحوه تحقیات نامبرده اطلاع کاملی دارد
البته من به اقای شاه بخش ایراد نمیگیرم که بخاطر نوشتن کتابی در نظر دا شته مدرکی بگیرد وشاید با هدفی مقدس بقصد خدمت بمردم دست بتهه وانتشار چنین کتابی زده تا بتواند بوسیله همین مدرک
دارای پست ومقامی باشد ومنشع خدمتی برای مردم منطقه.
میگویند دروغ مصلحت امیز به از راست فتنه انگیز است من شحصا کتاب اقای عظیم را مقداری از نوشتارهای مهندس منوچهر کارگر وایرج افشار سیستانی درستر وبهتر میدانم
که در مورد دادشاه لا اقل افسانه سرائی نکرده مثل اقای مهندس کارگرالبته ایشان نام کتاب خود را افسانه دادشاه گذاشته اسم بسیار با مسمائی است واقعا زحمت کشیده
3- فرمودیدمخققین زیادی در مورد شورش دادشاه از مردم بومی منطقه تخقیق نموده اند؟
ج- لطفا جنابعالی غیر از اقای شهبخش که تا فنوج وبنت سری زده اند یک نفر دیگر از ان مخققین را نام ببرید که من متوجه نیستم .
4- فرمودید جناب مولوی روانبد وملا ابابکرکلمتی یا گوادری اشعاری در مورد دادشاه سروده اند؟
ج- من مرحوم مولوی روانبد را ضمن اینکه یک روحانی میدانم بلکه او را یک بلوچ انقلابی هم میدانم نامبرده جهت تشویق وتحریک احساسات مردم بلوچ دادشاه را پیرهن عثمان کرده تا امثال جنابعالی را بقیام علیه حکومتهای مستبد ایران وادار بنماید فکر میکنم وی از اعمال دادشاه به خوبی اگاه است
میگویند حب علی از بغض معاویه است ملا ابابکر خود دراشعارش میگوید من چیزی بچشم خود ندیده ام وفقط شنیده ام وانهم در ست سی سال بعد از قتل دادشاه شعری میسراید جناب مولوی هم شعر دادشاه را در اوایل انقلاب میسراید یعنی حدود بیست سال که از قتل دادشاه گذشته ومولوی در شعر مکران
درسهای اموزنده ای دیگر بما وشما میدهد چرا از ان پند واندرز ها سخن نمیگوئیم وی موقعیت بلوچستان را باز گو میکند وچنین میگوید
قوم بلوچن حکمران = وت په وتن صلح تران = مرتنت مرا دارین ملوک = رفتنت په زیر خاک دوک
مانتنت نزانت کاری گنوک = گردوک تروک وروک = لافی غلامنت مثل گوک
در اخر میگوید - بی غیرتا صد لعنتن = دائیم گون براتا کنتن. عزیز جان او از حکمرانی قوم بلوچ سخن میگوید بفرمائید ان حکمرانان که بوده اند وان مردان میار دار که بوده اند وتو داری بر خلاف نظر ایشان چهره ان مردان تاریخی رامخدوش میکنید وبجای انها جنایتکاری را سمبل ومظهر خود قرار میدهد مبارکت باد.
5- میگوئید طایفه شما از دادشاه بعنوان سپر دفاعی دردشمنی با طایفه شیرانی استفایده میکردید
چون طایفه شما جرات مقابله با طایفه شیرانی را نداشته؟
ج – فقط میگویم در این مورد اطلاعا ت شما مثل انشاء من میباشد که بمن نمره 15- دادید
ولی من بشما نمره صفر میدهم چون از نظر اطلاعات عمومی در پائین ترین سطحی قرار دارید
واگر ما بدرگیری های دوطایفه بفردازیم در این مقاله نمی گنجند بهتر است شما از خود اقایان شیرانی
در این مورد سوال بفرمائید چون میگویند هر کس رقیب خود را بهتر میشناسد.
این سپری که بقول شما لاشاری ها را نجات داده بود از میان برداشته میشود بعد چه شدوچه شنیدید.
6- نوشته بودید کشتار چند تن از فرزندان لایق بلوچستان اهالی شگیم حدمت به مردم بلوچستان بود؟
ج چه کسی چنین ادعای کرده کشتن ویا انتقام گرفتن خدمت بمردم میباشد.
شما که از جریان کشتن خبر دارید چرا علت را بیان نمیکنید جریان از این قرار بوده
بین دوبرادر پسران کمال خان معروف سرپرست طایفه شجاع شگیمی بنامهای سیدی ونواب اختلاف می افتد نواب شگیم را ترک میکند وبه نکهچ میرود چون مادرش از میران نکهچی بوده
نواب خود را پناهنده میر برکت خان پسر بزرگ رستم خان حاکم اهوران میکند سیدی فردی بنام قلی که نوکر انها بوده جهت کشتن برادرش وادار وراضی میکند
او میاید وبجای نواب برکت خان را میکشد اختلاف اقایان مبارکی وسیدی پسرانش از اینجا شروع میشود و اقایان شگیمی بتلافی برکت خان کشته میشوند.
ایا میدانید انهائکه اقایان شگیمی را هدف گلوله قرار دادند که بودند اقای ذوالفقارکشیگی
ووبستگا نش که تفنگ چیان اقایان مبارکی بودند.
ایا میدانید قلی بوسیله فردی بنام شهبیک از اهالی دشتاندرنکهچ دستگیر وبکشیگ اورده میشو د
واو را فردی بنام مهروک از اهالی نکهچ سلاخی میکند چون میگوید این فرد سردار ما را بشهادت رسانده شما حتما میدانید پسر ونوهای مهروک که هستند وکجا زندگی میکنند.
دوست عزیزایا هیچ میدانید که در رژیم سفاک وخون ریزایران رهبران ان یعنی خمینی وخامنه ای
بدست خود کسی را بقتل نرسانده اند واین قاتلین وادمکشان را ما وشما مزدور میگوئیم .
ایا خبر ندارید کسانی بوده اند که در گذشته مثل مزدوران رژیم عمل میکردند ومن خبر ندارم هیچ خانی وسرداری بدست خود ادمی کشته باشد پس بی انصافی نکنید اول باید ان مزدورانی که بفرمان خان
ادم کشته اند پیدابکنید واگر ان افراد در قید حیات نیستند فرزندان انها را معرفی بنمائید.
چون من اطلاع دارم بعضی از فرزندان همان تفنگچیان خوانین اکنون خود را انقلابی جازده اند واز ولی نعمتهای خود بسختی انتقاد میکنند وبا عوامل کاری ندارند فقط یحقه وامر راچسبیده اند همه مدانیم که قدرت ونفوذ خان در گذشته بوسیله همان افراد تامین وتضمین میشده واگر بی طرفانه قضاوت بکنید باید جنایات را پنجاه پنجاه بین خان وافراد مسلحش ووابسته اش تقسیم بنماید.
یقین دارم ابا واجداد روشنفکر نماها یا افراد مسلح خان منطقه خود بوده اند ویا رعیت ومالیات بده
وبنظرم هم افراد مسلح وهم مالیات بده هر دو طبقه مقصرند روی چه ضوابطی مردم یک منطقه حاضر میشوند از یک فرد فرمانبرداری بکنند ایا خود انها از چنین انتخابی راضی بوده اند
پس شما چه میگوئید واگر خان با قلدری بر منطقه ای حکم رانده توان وشجاعت گذشتگان خود را بزیر سوال میبرید که چطور نتوانسته اند حریف یک فرد بشوند وتن به ظلم او بدهند وسرنوشت خود را بدست ظالمی بسپارند شما ضد خان مردانه بمن بگوئید جزکدام طبقه بوده اید تفنگچی ویا مالیات بده
تا من هم علت نگرانی شما را از گذشتگان خودت اگاه سازم ولی بنظر من خانواده شما از تفنگچیان خان منطقه خود بوده اند وراه گریزی ندارید تو هم باید مثل یک بچه خان بخاطر ظلم ابا واجدادت مورد مواخذه ومحاکمه قرار بگیرید راه فرای ندارید عبدالرحیم جان واگر از طبقه مالیات بده هم بوده اید باز هم بجرم انها که از خود خودی نشان نداده اند تو باید محاکمه بشوی چطور وچرا یک بلوچ حاضر میشود از خان اطاعت بکند ومالیات بدهد ناراحتی وبد بینی شما ازچه ناحیه ایست باید علت را پیدا کرد ومعالجه نمود.
ولی دوست من چنین نبوده ساکنین هر منطقه در زمان حکومت ملوک الطوایفی با میل ورغبت خود
دواطلب وجز تفنگچیان خان منطقه خود بوده اند ومالیات بده هم با طیف حاطر انچه مرسوم بوده پرداخت میکرده واکنون ما نباید کهنه دفتر ها را ورق بزنیم که سودی بحال ما ندارد.
ایا میدانید با مسلط شدن قوای رضا شاه بر بلوچستان بود که تبلیغ میکردند رژیم خان خانی تمام شده و
با این ترفند موفق شدند بین سران قوم ومردم شکاف ایجاد بکنند تا دور بر انها خالی باشد
وبهتر بتوا نند بمقاصد استعماری خود جامعه عمل بپوشانند ومو فق هم شدند اتحاد وهمبستگی قومی وقبیله ای در بلوچستان غربی از هم پاشیده میشود وتا کنون که نزدیک به هفتاد سال از تصرف بلوچستان میگذرد هنوز ان تبلیغات زمان رضاشاهی دست مایه جوانان نا اگاه ما میباشد .
که داریم تیشه بریشه خود میزنیم ودر حال حاضر رژیم ملایان از همان شعار های زمان رضا شاهی
حد اکثر استفایده را کرده ومیکند اختلاف دو دستگی تا هنوز فروکش نکرده وجوان ما تا هنوز گرفتارهمان تبلیغات شوم تفرقه افکنانه دشمن میباشد.
7- میگوئید خدمات مردمی محمد خان در دودوره نمایندگی وی در مجلس کجا است؟
ج – اولا محمد خان یک دوره وکیل مجلس بودند که انهم چهار سال تمام نشد بود که انقلاب مردمی ملایان پیروز میشود مگر شک دارید که زمان شاه هم نمایندگان مجلس دارای اختیاراتی نبوده اند
شما بفرمائید نمایندگان زمان ملایان که خان نبوده اند چه کرده اند کدام کار خانه وچه کاری برای مردم
ایجاد کرده اند پس نباید از نمایندگان گذشته وحال انتظاری داشته باشیم شما میتوانید بگوئید محمد خان
بعنوان یک سردار ورئیس قبیله چه کرده اند وجواب ان روشن است مبارزه با حکومت ملایان توضح
بیشتری لازم نیست قبلا موقعیت ایشان را تشریح نمودم.
8- میگوئید مبلغ پانصد هزار دلاری که محمد خان وشرکا از رژیم صدام میگرفتند
چه گونه وبچه مصرفی رسیدند؟
ج- از من نفرسید لطف کنید از اقایان حاجی سالمی وملا خلیل وعبدالرحمن خیرمحمد وغلام رسول عزیزی و شیرجان اسکانی ویار محمد زین الدینی وووسوال بفرما ئید
که با پول وامکاناتی که محمد خان در اختیار شماگذاشت چه کردید فکر میکنم نامبردگان را خوب میشناسید وشاید خویشاوندی هم با بعضی از اقایانی که نام بردم دارید انها که خان نبودند
چه کار کردند کار مثبت شان این بود بعد از قطع کمکهای ما لی سلاحها را بر داشتند
بدامن رژیم برگشتند ایا محمد خان را مقصر میدانید یا همراهان.
که بعهد وپیمان خود وفا نکردند ولی میگویند طناب از جای پاره میشود که نازکتر است
بیچاره خان که همیشه کاسه کوزه بر سر او میشکند.
9- میگوئید ما نفهمیدیم که اسا وغلام حسین بامری ازکی واز کجا خانزاده هستند؟
ج یقین پیداکردم وباورم شد اقای عبدالرحیم در مورد بلوچ بلوچستان هیچ اطلاعی ندارند دوست عزیزاسا وغلام حسین بقول معروف هفتاد پشت انها خان وخانزاده بوده اند.ایا میدانید طایفه دلیربامری از چندین تیره تشکیل شده مثل طایفه عبدالهی حیدرزهی ووو در منطقه دلگان زندگی میکنند و طایفه ای هم وجود دارد بنام رودین زهی طایفه رودین زهی در طول تاریخ بامری همیشه سرداران وخانها از این تیره بوده اند واقایان اسا خان وغلام حسین خان از تیره رودین زهی میباشند مثلا میدانید که در منطقه اهوران چند طایفه وجود دارد و در طول زمان سردار وخان منطقه چانف اهوران از طایفه میران چانف بوده اند .
10- میگوئید عیدوک بامری مزدور وقاتل مولوی عبدالملک ملازاده میباشد؟
ج – نه دوست عزیز رژیم جنایت کار چند ماه پیش از بقتل رساندن مولوی مشغول مذاکراتی بود
تا عیدوک را تامین بدهند ودر همان زمان تماس شایع میشود عیدوک بزودی تسلیم وتامین میگیرد
وهنوز مذاکرات بنتیجه نرسیده بود که دو روحانی بزرگ در کراچی ترور میشوند وبلا فاصله
بوسیله عوامل رژیم شایع میشود که شرایط تسلیمی عیدوک همکاری نمودن جهت قتل روحانیون بوده
واین کار را به عیدوک نسبت میدهند.
واین شایعه در دو بخش بلوچستان بسرعت پخش میشود وعیدوک جوان را در یک بن بست قرار میدهند تا در میان مردم دوقسمت بلوچستان جای ومکانی نداشته باشد ترفند رژیم کارگر میافتد
وعیدوک در شرایطی قرار میگیرد که راهی بجز تسلیمی نمی بیند.
وعیدوک توان ودسترسی ان را ندارد که با شایعات مزدوران رژیم مقابله بکند وبقول معروف تا راست بیاید درغ کار خودش را میکند این همان مزدوران اموزش دیده هستند که توانستند با خیله نیرنگ
دو سیاست مدار نامی کردستان اقایان دکتر عبدالرحمن قاسملو ودکتر شرفقندی را فریب داده به قتل گاه ببرند.
برای چنین ادمکشان حرفه ای کاردشواری نبود با طرخ یک نقشه حساب شده جوان کم تجربه وبی سوادی مثل عیدوک را فریب بدهند اول با وی بنای مذاکره میگذارند ودر حین مذاکره دست به ترور روحانیون ما میزنند وبا این تهمت ها بود که برای عیدوک جای امنی ومحل استراختی باقی نمیگذارند
وناچار بتسلیم میشود.
بقول معروف والله عالم ولی تا انجائیکه من شنیده ومیدانم قتل مولویها یک تهمت ویک بر چسب بوده
11- میگوئید از افراد ریز درشت که در حکایت نامه امده اند کدام یک از انها جهت اخقاق خقوق مردم بلوچستان بوده است ؟
ج – من معرفی نمودم شما قبول ندارید میگویند دیوار خاشا بلند است ولی بطوریکه من خدث میزنم
شما همان افرادی را دنبا ل گرفتن خق خقوق مردم میدانید که سری دراهور رژیم دارند.
وازامت حزب الله بشمار میروند وانهائیکه چهره سرداران تاریخی خود را مخدوش میکنند
دانسته ویا نداسته اب به اسیاب دشمن میریزند دوست من عجله نکن تاریخ قضاوت میکند جایگاه هر کسی مشخص میشود.
مقالات من حکا یت نامه میباشد شما چیزی بنویس که ارزش خواندن داشته باشد. واگر خان نتوانسته حق حقوق مردم بلوچستان را بگیرد این گوی واین میدان تو بر دار بزن.
ولی بنظرم میدان عمل ما وشما صفحات وبلاگ پهره میباشد ومسابقه انشا نوشتن وتهمت زدن به هم دیگرگویا تا هنوز شما ان شعارکهنه وازرده خارج شده را فرموش نکرده اید که از روزهای پیرزی انقلاب ملایان برجا مانده ( که ننگ با رنگ پاک نمیشود ) من به حافظه شما افرین میگویم که بعد از گذشت حدود سی سال هنوز ان شعار ها را فراموش نکرده اید . عزیزم ایا بهتر نیست بفکرنوشتن شعاری برای سربلندی بلوچ بلوچستان با شید.
که تاریح این بار امانت را بدوش نسل جوان گذاشته دوران خانی سرداری سپری شده بنظرم خان خانزاده دارد خود را با اجتماع کنونی بلوچستان تطبیق میدهد انها را دورنریزید چون میگویند هزارتا دوست کم است یک دشمن زیاداست.
12- من برداشت جدیدی درمقالات شما مشاهده کردم فرموده بودید فرق بین خوانین وسردار بلوچ در این است که سرداربرگزیده افراد قبیله خویش میباشد؟
ج – من برای اولین بار است چنین تجزیه وتحلیلی میشنوم تا بحال تصور مردم بر این بوده که خان وسردار یکی هستند مثلا میگفتند سردار حسین خان شیرانی سردار مهرالله خان ریگی سردار خان محمد خان شهنوازی ووو ولی فقط در زمان حکومت ملایان به اوباش وارازل خود لقب سرداری میدهند مثل سردار کلاه دوز سردار لحاف دوز وشنید ه ام کار گزاران رژیم در بلوچستان هم بچند تن از مزدوران خود لقب سرداری داده اند وانها هم باورکرده اند که نیازی بمعرفی انها نیست چون شما مسلما انها را از من بهتر میشنا سید.
وبنظرم سردار مورد نظر همین سرداران منتخب رژیم میبا شند شما سرداری را بمن معرفی بکنید.
که در منطقه و بوسیله اقوام خویش تعین شده ومردم از او حرف شنوی دارند در کجا ومربوط بکدام قوم قبیله است.
13- میگوئید قشر خوانین از کوچک بزرگ خود رابر تر ازسایراقشار بلوچستان میدانند؟
ج- با مرده ها نمیشود کاری کرد وانها رامورد باز خواست قرار داد واگر درگذشته خانی با انتحاب ویا با قلدری بر منطقه ای حکمرانی کرده وبتاریح پیوسته از گناه او بگذریم ولی جنابعالی از دوران پهلوی وتا عصر طلائی حکومت ملایان در کدام منطقه دیده وشنیده اید که خانزاده ای ادعای سرداری بکند مردم بریش او نمی خندند میگوئید انها با غیر از طبقه خود زن نمیدهند دوست من این گونه تبعضها دارد کم رنگ ودر حال از بین رفتن است وبنظر من خانواده شما هم تاکنون به طبقه پائین تر از خود زن نداده که متئاسفانه تا هنوز ذات زهی تا حدودی بین تمام اقشار بلوچستان مطرح است واگرمطرح نیست بفرمائید همان سردار مردمی که مد نظر شما است بیکی از طایفه چاکری ودرزاده زن داده من فکر نمیکنم واین گونه ادعا ها را باید در عمل ثا بت بکنیم بقول معروف گفتن زشت روئی دگران نشود باعث نکوروئی.
در خاتمه ازدر گاه خداوند ارزو میکنم بما مردم بلوچستان هم عقل بصیرتی بدند تا بتوانیم رشته ها ی از هم گسسته قومی وملی خود را گره بزنیم امین .
دوستدار شما عبدالکریم بلوچ