چاه جمال مظهر مقاومت کارگران,دهقانان,طلبه ها و زنهای شجاع بلوچ
چه میدانند یک شب گرسنه خوابیدن در چاه جمال چه مزه ای دارد!...
چه میدانند شرمنده شدن چه رنگیست!...
چه میدانند ندارم ونمیتوانم چه حس غریبیست!...
امــــــا در چاه جمال میدانند سقف خانهء شان جز کاه وگِل چیزی نمی تواند باشد..
خیلی خوب می فهمند چه موقع باران می بارد وباز سقف چکه میکند وباید ازسرما بلرزند وتحمل کنند...
اینجا خوب میدانند هوا چه موقع گرم میشود و باید از گرما به همان آفتاب بیرون از خانه پناه ببرند..
اینجا خبری از آب سالم نیست مدرسه و درمانگاه واژه های بیگانه ای هستند برای مردم چاه جمال
اینجا لازم به مدرک خاصی نیست تا بتوانی مزهء گرسنه شدن وماندن را زیر دندانهایت مز مزه کنی و آنقدر گرسنه باشی که یا از گرسنگی سیر شوی
وخوابت ببرد یا با تکه نان های خشک شده کودکانت را سر گرم کنی..
مردم اینجا آنقدر همیشه شرمندهء بچه هایشان بوده اند که دیگر خوب میفهمند حس پدری را که ازشرم نداشتن به خانه نمی آید واز صبح تا شب وازشب
تا صبح کار میکند و باز...