تبليغاتX
پهره: اخبار بلوچستان و جهان - ای روشنفکران و دانشگاهیان بلوچ

ADE07_  784

 

بسم الله الرحمن الرحیم

{ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما با انفسهم}

محرومیت قوم بلوچ از دیر باز به دلایل مختلف سیاسی، جغرافیایی و مذهبی باعث تقویت روحیه مبارزه و مقاومت در آن شده است. سلحشوری و چابکی این قوم؛ دشمنانش را بر آن داشته تا با روش های گوناگون، تلاش بر متفرق و نابود کردن آن کنند. این ملت غیور هرگز استعمار را نپذیرفته و از این رو دشمنان سعی بر محروم ساختنش از علم و دانش کرده اند. تا اینکه عوامل مختلف دست در دست هم داد و توانست این ملت را از متن جامعه به حاشیه ها براند.

هر قوم و ملتی که سربلندی و افتخاری داشته آن را مدیون علما و دانشمندان خود بوده است. علما بوده اند که ملت ها را آگاه کرده و آنان را به ساختن تاریخ خود وا داشته اند. و این امر سنگینی رسالت و مسئولیت  آنان را هر چه نمایانتر می سازد.

در اینجا ما ضمن تشکر از زحمات بی شائبه علمای بلوچ، به خود جرأت جسارت داده و به چند نکته موثر و اساسی در باب اصلاح «فان الذکری تنفع المومنین» متذکر می شویم. باشد تا قدمی هر چند کوچک در مسیر آگاهی و پیشرفت  این ملت برداشته شود.

اولین و بزرگترین مشکل قوم بلوچ که بیشترین خسارت ها و فاجعه ها را برای این مرز و بوم به ارث گذاشته است، مواد مخدر است. و متأسفانه سهل انگاری بسیاری از علما و روحانیون با بهادان به دست اندرکاران مواد مخدر و جادادن این افراد در صفوف اول مساجد و مجالس و نیز با قبول کردن پول از آنها در ساخت و ساز مساجد و اماکن مذهبی و با نشان دادن چراغ سبز به آنها و بیان این که معامله آن هیچگونه مشکل شرعی ندارد و حل بسیاری از مشاجرات موجود بین آنها  به صورت شرعی و مهمتر آنکه معرفی این افراد به عنوان معتمدین جامعه و اقوام؛ باعث رشد مافیای سوداگران مرگ شده است.

حال سئوال اینجاست؟

چرا شما علما در مورد این مسأله برخورد قاطع نمی کنید؟!

متاسفانه بسیاری از چهره های متشخص پشت پرده فروش آن را حلال اعلام می کنند. مگر نه اینکه خداوند فرموده « یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث» آیا مواد مخدر با آنهمه تبعات گوناگون از جمله: از بین رفتن بنیان خانواده و جامعه در اثر اعتیاد، دستگیری، زندان و اعدام بسیاری از جوانان، گروگانگیری و بسیاری ضررهای خانمانسوز دیگر، جزء طیبات است یا خبائث؟!

مگر همه نمی دانیم که توزیع کنندگان مواد مخدر برای سیر کردن شکم خود هزاران شکم دیگر را گرسنه و هزاران خانه را ویران می کنند؟!

جوانی که گمان می کند با این تجارت فاسد می تواند یک شبه راه صد ساله طی کند، چه نیازی به علم و تحصیل احساس می کند؟

اگر فرزندان و جوانان قوم بلوچ بر اساس راهنمایی مستقیم و یا غیر مستقیم علمای جامعه خود، وارد شبکه توزیع مواد مخدر می شوند، و دست از تحصیل علم و هنر بر می دارند، قطعاً اقوام و افراد دیگری با در دست داشتن سلاح علم و فن خلاء های موجود در جامعه، پستها ومشاغل دیگر را اشغال خواهند کرد.

و طبیعی است که آنان با یک ارباب رجوع از فامیل و هم زبان خود بهتر برخورد می کنند تا با یک ار باب رجوع بلوچ!

و در چنین وضعیتی آیا کافی است که ما همیشه انگشت اتهام به سوی آن افراد و اقوام دراز کرده، لب به شکوه و گلایه بگشائیم و از مظلومیت و محرومیت خویش سخن بمیان آوریم؟!

«خود کرده را تدبیر نیست...»

اینکه ما بگوییم شاید روزی فرصت به دست ما بیفتد، رویایی بیش نیست. زیرا مسیری که ما در پیش گرفته ایم این فاصله و شکاف را هر چه بیشتر می کند. و به طور حتم آینده این ملت به سوی نابودی است. و بیشترین مسئولیت آن در دنیا و در پیشگاه خداوند با علما است.

آیا گمان می کنید آنان از گریه و گلایه ما متاثر شده و حق ما را کف دستمان می گذارند؟ معروف است که می گویند: {حق گرفتنی است نه دادنی...}

اما چگونه باید حق خودمان را بگیریم؟

آیا با زور اسلحه و همچون عبدالمالک ها سر ببریم؟ خیر. بلکه تنها راه پس گرفتن حقوق از دست رفته قوم بلوچ، منصرف ساختن وی از راه های منحرف و سوق دادن آن به سوی علم و هنر است. همواره پاسخ اندیشه را باید، با اندیشه بالاتر و قوی تر داد. نه با زور و اسلحه!

                                           

                                          ***

شما که همیشه دم از رشد و بلوغ فکری سیاسی قوم بلوچ می زنید؛ آیا تجمع چند صد هزار نفری انسانهای مومن، ساده و بی علم و سردادن چند تکبیر و شعار و تشکیل صفوف چند کیلومتری برای استقبال از فلان شخصیت مذهبی و بوسیدن دست ایشان بلوغ فکری است؟!

آیا بهتر نبود به جای اینهمه تشریفات و راه انداختن هیاهو و تظاهر، یک کار زیربنایی و مهم و اساسی انجام می گرفت؟ مثلاً بجای صرف هزینه های میلیاردی در جلسات ختم، یک دهم این مبالغ را صرف اعزام دانشجویان ممتاز و نخبه بلوچ برای کسب مهارت های علمی به خارج از کشور نمود. چه بسا دانشجویانی که به خاطر نیافتن سرپناه و نداشتن هزینه های لازم برای خرید کتاب، دست از ادامه تحصیل برداشته اند!

یا اینکه بجای جشن فارغ التحصیلی و معمم ساختن سالانه صدها نفر که پس از فراغت جز دراز کردن  دست تکدی گری به بهانه مدرسه و مسجد سازی و بردن آبروی اسلام، کار دیگری از دستشان ساخته نیست، بهتر نبود ده نفر از این تعداد پس از آزمون انتخاب و با فراگرفتن تخصصهای دینی و علمی؛ عالمی با سواد و با علم روز تحویل جامعه می دادید. تا در کنفرانسها و جلسات تحقیقی در مقابل دیگران ضعیف نبوده و بتوانند به خوبی از اسلام و مذهب دفاع نمایند؟

آیا واقعاً کسانیکه سالانه از این حوزه ها خارج می شوند و عمامه به سر می گذارند، اهل تقوا و دعوت و تخصص لازم هستند؟ آیا فقط با بالا بردن تعداد مولوی ها مشکل این جامعه حل می شود؟ (مساجد از نماز خوان بیشتر شده.. اسکندر مساجد را دریاب)

«جهانی را دگر گون ساخت یک مرد خود آگاهی..

چه بسا ما نیازمند حتی یک نفر هستیم تا در جامعه تحول چشم گیری ایجاد نماید.مانند مولانا عبدالعزیز و مولانا الیاس..

                                                  ***

ای روشنفکران و دانشگاهیان بلوچ

شما که همیشه منتقد علما و حوزه های علمیه هستید و آنان را مانع پیشرفت جامعه می دانید. چه قدمی برای ملت بلوچ برداشته اید؟

برخی از تحصیل کردگان فکر می کنند فقط با برگردانیدن قوم بلوچ به رسوم از دست رفته مانند دهل و رقص بلوچی و زنده کردن واژگان اصیل بلوچی می توانند این قوم را از این بن بست نجات دهند. باید به اینگونه افراد سطحی نگر گفت : این ره که تو می روی به ...

و شما ای اندیشمندان و تحصیل کردگان بلوچ که واقعاً دغدغه پیشرفت این قوم خواب را از چشمانتان گرفته است، بجای دراز کردن انگشت اتهام به سوی حوزه ها و علما و دولت مردان، بپا خیزید و قدمی برای این ملت محروم و بی رهبر و رهنما بردارید. و بقول اقبال :

           شبی گریستم پیش خدا زار        مسلمانان چرا خوارند و زار

          ندا آمد نمی دانی که این قوم       دلی دارند و محبوبی ندارند

مگر نه اینکه انقلابها در همه جای دنیا از بطن دانشگاه ها و دانشگاهیان بر می خیزد. آیا دست روی دست گذاشتن و افسوس خوردن و متهم کردن این و آن، کار بجائی می برد؟

یکی از سیاستهای شوم دشمنان قوم بلوچ محروم کردن آنها از علم و تحصیل است. به عنوان نمونه: بسیاری از معلمین غیر بومی در روستاها با گذراندن اندکی از وقت خود در مدارس، بدون کار و تلاش، در آخر سال به دانش آموزان نمره قبولی می دهند. و این باعث ضعف پایه تحصیلی دانش آموزان شده و در نهایت به علت نداشتن بنیه علمی قوی نمی توانند وارد مقاطع بالا تر شوند.

آیا این توطئه ای خاموش نیست؟  آیا این نابود کردن یک نسل نیست؟

و شما ای معلمین دلسوز در این جهت چه گامی برداشته اید؟

ای پدران و اولیای خانواده ها

هر کدام از شما جداگانه مسئول فرزندان و افراد تحت تکفل خویش هستید. بزرگترین سرمایه شما فرزندان شما هستند. پس باید با تمام قوا متوجه تربیت و آموزش فرزندانتان باشید. تا مدارج علمی را یکی پس از دیگری طی کنند. بسی جای تأسف است که ما برای داشتن ساختمان ها و اتومبیل های جدید و عقد زنان جوان به رقابت می پردازیم؛ آیا هیچگاه در تربیت و تحصیل فرزندانمان رقابت کرده ایم؟! ای کاش بجای آن، توان ما صرف تربیت و اصلاح فرزندانمان می شد. تا فردا با تحویل دادن یک یا چند دانشمند، پزشک و مهندس با ایمان به جامعه، ضمن آباد کردن شهر و دیارمان، افتخار پدر بودن چنین فرزندانی را کسب می کردیم.

آیا نمی بینید پسر همسایه شما مهندس و پزشک و هنرمند می شود و فرزند شما بیسواد، چاقوکش و قاچاقچی! و نهایتاً بخاطر یک گالن بنزین جان خود را از دست می هد؟ چرا؟

در نتیجه سهل انگاری شما در تربیت و اصلاح آنان به چنین روزی می افتند.

هرگز منتظر نباشید که فلان مولوی یا فلان شهردار یا فلان نماینده  به فکر شما  باشد. خودتان به پا خیزید و دست جگر گوشه تان را بگیرید. و از این نهال که خداوند به شما سپرده درخت تنومند و باروری تحویل جامعه دهید.

انشاءالله

و من الله التوفیق

 

بپاخیز بلوچ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 14  توسط  خسرو ملازهی  | 
 
www.balochistaninfo.com